يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
64
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
شباشب بگريخت - چون روز شد اركليخان عبره كرده تعاقب نمود - بهيم « 1 » ديو را بدوزخ فرستاد و البغازي كشته شد - و ملك مسعود اخوربك و ملك محمد « 2 » بابن زنده بدست آمدند - اركليخان بجانب انهرى كيتهور « 3 » و ملك علاؤ الدين اقطاع كره يافت - و الماس بيگ اخور بك شد - سلطان بجانب دار الملك مراجعت فرمود - بعد از آن سلطان رخ بجانب سنام بسبب دفع فتنهء عبد اللّه بچه شاهزادهء خراسان « 4 » كه با لشكر انبوه « 5 » آمده بود بيرون آمد - ميان هر دو لشكر محاربه شد - ميان جانبين قصد بسيار رفت اما جنگ قايم ماند - آخر مسامحت كردند - و تحف بسيار از يكديگر يادگار فرستادند - عبد اللّه بجانب خراسان رفت - سلطان بجانب دار الملك دهلي بازگشت - خان خانان را درين وقت زحمت شد و برحمت حق پيوست - اركلي خان از ملتان در دهلي آمد - سلطان اركلي خان را بدهلي « 6 » گذاشت و خود « 7 » بجانب مندور عزيمت فرمود - چون آنجا برسيد وقت نماز شام « 8 » ملك فخر الدين كوجى بر سلطان چنان باز نمود كه ملك مغلتى و برادرم تاج الدين كوجى و هرنمار و ملك مبارك شكار بك غياثي غدر انديشيدهاند - سلطان در ان شب بيدار بود چون روز شد بار عام داد - جمله امرا و ملوك بسلام آمدند - سلطان رو بجانب مغلتي آورد « 9 » و گفت چون اللّه سبحانه و تعالى « 10 » مرا ملك بواسطه شما نداده است « 11 » بسعي شما از من نرود - من در حق شما چه بد كردهام كه بدين نوع غدر انديشيدهايد -
--> ( 1 ) M . بهليم ديو ( 2 ) M . omits محمد ( 3 ) M . ابهري كسينهور ( 4 ) M . omits خراسان ( 5 ) M . انبوه بيرون آمده ( 6 ) M . در دهلي ( 7 ) M . omits خود ( 8 ) M . نماز شد ( 9 ) M . آورده و گفت ( 10 ) M . حق تبارك و تعالى ( 11 ) M . نداد است